تبلیغات
جاسک اسلامی - نظر وهابیت در باره نذر چیست ؟

نظر وهابیت در مورد نذر برای غیر خدا :

وهابیون نذر برای غیر خدا را حرام دانسته وآن را شبیه نذر برای بت ها می شمارند و می گویند این کار از غلو و بزرگ دانستن کسی که برای او نذر شده است ، سرچشمه می گیرد .

1- قصیمی می گوید :

«إنها من شعائر الشیعة الناشئة عن غلوّهم فی أئمتهم وتألیههم لعلی وولده»

الصراع بین الوثنیة 1: 54  

این کار از خصوصیات شیعه است که منشا آن غلو ایشان در مورد ائمه شان و خدا دانستن علی و اولاد اوست

2 ـ ابن تیمیه می گوید :

 «قال علمائنا لایجوز أن یُنذر لقبر ولا للمجاورین عند القبر شیئاً من الأشیاء ، لا من درهم ولا من زیت ، ولا من شمع ، ولا من حیوان ولا غیر ذلك ،كلّه نذر معصیة ، وقد ثبت فی الصحیح: من نذر أن یطیع الله فلیطعه ، ومن نذر أن یعصی الله فلا یعصه»

مجموع الفتاوى ابن تیمیه ج27/ص77 و رسالة زیارة القبور ص27

علمای ما گفته اند که جایز نیست که برای قبر و یا کسانی که در کنار آن هستند چیزی را نذر کند ؛ نه پولی و نه روغنی و نه شمعی و نه حیوانی و نه غیر آن ؛ تمامی اینها نذر عملی خلاف شرع است ؛ و در روایت صحیح آمده است : هرکس نذر کرده که است که خدا را اطاعت کند پس باید او را اطاعت کند و هرکس که نذر کرده خدا را عصیان کند ، از او سرپیچی نکند .

و شهرستانی از وی نقل می كند که گفته است :

«وإذا كان الطلب من الموتى ـ ولو كانوا أنبیاء ـ ممنوعاً خشیة الشرك ، فالنذر للقبور ، أو لسكّان القبور نذر حرام باطل یشبه النذر للأوثان ومن اعتقد أنَّ فی النذر للقبور نفعاً أو أجراً فهو ضال جاهل»

الملل والنحل: 291   

وقتی که خواسته از مردگان  – حتی اگر انبیا باشند – به خاطر ترس از شرک حرام باشد ، پس نذر برای قبور یا برای کسانی که در کنار آنها هستند نیز نذر حرام و باطل است و شبیه نذر برای بت هاست ؛ و هرکس که اعتقاد داشته باشد که نذر برای قبور فایده یا ثوابی دارد او گمراه و جاهل است .

رد نظر وهابیت و پاسخ به آن :

1- مراد از نذر

معنی نذر آن است که انسان خود را متعهد به پرداخت چیزی معین ، در صورت تحقق هدف و برآورده شدن مقصود کند و بگوید :«برای خدا بر گردن من است که اگر چنین شد فلان کار را انجام دهم » و این همان نذر شرعی است .

 و به همین جهت است که می بینیم  تمام فقهای شیعه شرط تحقق نذر را استعمال كلمه (الله) در صیغه نذر می دانند . مرحوم صاحب جواهر در این زمینه می فرمایند :

یجب فی صیغته التی هی سبب الالتزام أن یقول : « لله علی » بمعنی عدم انعقاد النذر لو جعل الالتزام لغیر الله من نبی مرسل أو ملك مقرب.

جواهر الکلام ج 35 ص 172

واجب است در صیغه نذر - که سبب ملتزم شدن به آن می شود – بگوید «برای خداست بر گردن من»  ؛ به این معنی که اگر برای غیر خدا مانند پیامبری یا فرشته مقربی نذر کند صحیح نمی باشد .

پس وقتی که می گوید : «برای فلان نذر کردم» در واقع کلام خود را خلاصه کرده مجاز به کار برده است ؛ زیرا معنی آن این است که : « برای خدا نذر کردم که کاری انجام دهم که ثوابش برای فلانی باشد »

و بنا بر این مراد از نذر برای اموات در واقع نذر برای خداوند است و اهدای ثواب آن به صاحب قبر ؛ نه این كه نذر برای صاحب قبر صورت گرفته باشد ؛

وعلت نذر در این موارد ، نذر کردن صدقه دادن و هدیه دادن ثواب آن به پیغمبر یا ولی او یا نیکان است ، و مقصود از آن تقرب به مرده به سبب نذر برای او نیست ؛ بلکه مقصود تقرب به سوی خداست ؛ چگونه انسان قصد قربت به مرده ای را بکند با اینکه می داند او از دنیا رفته و نمی تواند از این نذر سودی ببرد ، نه می تواند غذای نذری را بخورد و نه می تواند از آن اگر پول باشد استفاده کند و نه اگر لباس باشد آن را بپوشد .

پس بهتر آن است که بی جهت دیگران را تکفیر نکرده و با فتواهای بدون مدرک به ایشان هجوم نیاوریم ؛ و بلکه واجب است که عمل مسلمان را حمل بر صحت کرده و تا مقدار امکان به ایشان تهمت نزد.

2- جواز صدقه دادن از طرف مردگان در نظر اهل سنت :

حال که مقصود شیعیان از این نذر ها مشخص شد که ایشان تنها نذر را برای خدا انجام می دهند و مقصود از بردن نام مرده در نذر فرستادن ثواب نذر برای وی است ، نظر اهل سنت را در مورد فرستادن ثواب کارهای نیک برای اموات مورد بررسی قرار می دهیم :

عزامی شافعی می گوید :

 «من استخبر حال من یفعل ذلك من المسلمین وجدهم لا یقصدون بذبائحهم ونذورهم للأموات إلاّ الصدقة عنهم وجعل ثوابها لهم .

وقد علموا ان اجماع أهل السنّة منعقد على أن صدقة الأحیاء نافعة للأموات واصلة إلیهم ، والأحادیث فی ذلك صحیحة مشهورة: 1 ـ منها ما صحَّ عن سعد، انه سأل النبی(صلى الله علیه وآله)  ، قال: یا نبی الله ان اُمّی افتلتت (أی ماتت) وأعَلْمُ أنها لو عاشت لتصدقت أفإن تصدَّقتُ عنها أینفعها ذلك؟ قال: نعم . فسأل النبیِّ: أیُّ الصدقة أنفع یارسول الله(صلى الله علیه وآله) ؟ قال: الماء ، فحفر بئراً وقال : هذه لاُمّ سعد»

فرقان القرآن : 133.

هرکس که حال کسی که از مسلمانان این کار را انجام می دهد ، مورد مطالعه قرار دهد در می یابد که ایشان از نذر و قربانی خویش برای مردگان غیر از صدقه دادن از ایشان و فرستادن ثوابش برای آنها قصدی ندارند .

و دانسته شده است که اجماع اهل سنت بر این مطلب است که صدقه زندگان برای مردگان سود داشته و به ایشان می رسد ؛ و روایات در این زمینه بسیار مشهور هستند . 1- روایتی که از سعد رسیده است که از رسول خدا سوال کرد و عرضه داشت : مادر من از دنیا رفته است و می دانم که اگر زنده می ماند صدقه می داد ؛ آیا اگر از جانب او صدقه بدهم به او سودی می رسد؟ پاسخ دادند : آری .

پس سوال کرد : کدام صدقه فایده اش بیشتر است ای رسول خدا . حضرت فرمودند : آب .

پس چاهی کنده و گفت : ای برای مادر سعد است .

و ابن تیمیه و اتباع او به خطا رفته اند که ادعا کرده اند اگر مسلمانی بگوید این نذر برای رسول خدا یا برای ولی است این مانند آن است که بگوید : این نذر برای خداست و مقصود از کلمه "برای" در هر دو غایت و نتیجه باشد . ایشان به اشتباه رفته و یا خود را به اشتباه زده اند زیرا مقصود از "برای" در نذر برای مردگان و ... تعیین جهت مصرف است ، نه مقصود .

وی در ادامه می افزاید :

« اللام فی هذه لاُم سعد هی اللام الداخلة على الجهة التی وجّهتْ إلیه الصدقة لا على المعبود ، المتقرّب إلیه ، وهی كذلك فی كلام المسلمین ، فهم سعدیون لا وثنیون ، وهی كاللام فی قوله تعالى:" انّما الصدقات للفقراء" سورة التوبة : 60.  » .

فرقان القرآن: 133  .

حرف " لام " در عبارت " لأم سعد" ( یعنی برای مادر سعد) لامی است که جهت را معین می کند ؛ یعنی همان جهتی که صدقه را برای آن قرار داده است ؛ ونه برای تعیین معبودی که به سوی او تقرب جسته می شود . در کلام مسلمانان نیز همین طور است ؛ ایشان خدا را می پرستند و بت پرست نیستند .

این لام مانند لام در کلام خداوند است که فرموده است : " بدرستیکه صدقات برای فقراء است " سوره توبه آیه 60

3- نظریه  علماء اهل سنت در جواز نذر برای اموات

با این مقدمات واضح شد که حتی طبق نظر علمای اهل سنت نیز صدقه دادن برای اموات عملی نیک به شمار رفته و سیره همه مسلمانان است ؛ اما آیا ایشان نذر کردن برای اموات را نیز جایز می دانند ؟ به سخنان ذیل توجه نمایید :

نظر سبکی از مشهورترین علمای اهل سنت :

او قاضی القضاة شافعی و شیخ الاسلام بود ؛ سیوطی در مورد او می نویسد :

الإمام الفقیه المحدث الحافظ المفسر الأصولی النحوی اللغوی الأدیب المجتهد ... شیخ الإسلام إمام العصر... ولیس بعد الذهبی والمزی أحفظ منه

طبقات الحفاظ ج1/ص525 ش 1148

امام و فقیه و محدث و حافظ ( حافظ بیش از 100000روایت ) و مفسر و اصولی و نحوی و لغوی و ادیب و مجتهد ... شیخ الاسلام و پیشوای زمان خویش ؛ بعد از ذهبی مزی کسی مانند او در حفظ روایات نبود .

وی می گوید :

الكعبة والحجرة الشریفة قد علم حالهما الأول بالنص للحدیث الوارد الذی قدمناه والثانیة بالإلحاق به وبالقطع بعظمتهما

وفی كثیر من البلاد غیرهما أماكن ینذر لهما ویهدى إلیها وقد یسأل عن حكمها ویقع النظر فی أنها هل تلحق بهذین المكانین وإن لم تبلغ مرتبتهما أو لا وقد ذكر الرافعی عن صاحب التهذیب وغیره أنه لو نذر أن یتصدق بكذا على أهل بلد عینه یجب أن یتصدق به علیهم قال ومن هذا القبیل ما ینذر بعثه إلى القبر المعروف بجرجان فإن ما یجتمع منه على ما یحكى یقسم على جماعة معلومین وهذا محمول على أن العرف اقتضى ذلك فنزل النذر علیه ولا شك أنه إذا كان عرف حمل علیه وإن لم یكن عرف فیظهر أن یجری فیه خلاف وجهین أحدهما لا یصح النذر لأنه لم یشهد له الشرع بخلاف الكعبة والحجرة الشریفة   والثانی یصح إذا كان مشهورا بالخیر وعلى هذا ینبغی أن یصرف فی مصالحه الخاصة به ولا یتعداها والله أعلم

والأقرب عندی بطلان النذر لما سوى الكعبة والحجرة الشریفة والمساجد الثلاثة لعدم شهادة الشرع لها وإن من خرج من ماله عن شیء لها واقتضى العرف صرفه فی جهة من جهاتها صرف إلیها واختصت به والله تعالى أعلم انتهى

فتاوى السبكی ج1/ص284

كعبه و حجره شریفه حكمشان مشخص گردید ؛ حکم کعبه با روایتی که گذشت و حکم حرم رسول خدا به سبب یکی بودن حکم آن با کعبه و به سبب علم به عظمت هر دو .

و در بسیاری شهرها اماکنی است که برای آن ها نذر می شود و هدایایی برای آنها فرستاده می شود . و گاهی عده ای در مورد حکم آنها سوال می کنند و در این مورد فکر می کنند که آیا آنها به کعبه و حرم رسول خدا در حکم ملحق می گردند – اگر چه در رتبه به مقام آنها نمی رسند – یا خیر ؛ و رافعی از صاحب تهذیب و غیر او نقل کرده است که اگر نذر کند که مقداری برای اهل شهر خاصی صدقه بدهد باید بر اهل همان شهر صدقه بدهد . و گفته است از همین قبیل است آنچه که نذر می شود که به قبری معروف در گرگان فرستاده شود . پس بدرستیکه آنچه در نزد او جمع می گردد - طبق آنچه نقل شده است – بر عده معینی تقسیم می گردد . و این عمل بر این باب حمل می گردد که عرف چنین اقتضایی داشته به همین جهت نذر را بر (صدقه) به ایشان حمل می گردانند . و شکی نیست که اگر این معنی از جهت عرف درست باشد باید نذر را بر همین جهت حمل نمود . اما اگر عرف چنین نگوید در آن دو نظر است :

اول : نذر درست نیست ، زیرا شرع این مطلب را تایید نکرده است ؛ بخلاف نذر برای کعبه و حجره شریفه ( قبر رسول گرامی اسلام )

دوم : اگر آن شخص معروف به نیکی باشد صحیح است ؛ و طبق این نظر باید نذر را در مصالح خاص به آن شخص مصرف نموده و در غیر آن خرج نگردد .

و نزد من بطلان نذر در غیر کعبه و قبر رسول خدا و مساجد سه گانه ( مسجد الحرام و مسجد النبی و مسجد الاقصی ) بهتر است ؛ زیرا در شرع دلیلی برای صحت آن نیامده است ؛ و اگر مقداری از مال خویش را برای آن ها فرستاد ( نذر کرد ) و عرف می گفت که آن را در جهت خاصی که به آن مربوط است مصرف کنند ، در همان راه خرج می شود و به همان اختصاص پیدا می کند .

وی صحت نذر برای قبر رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم را جزو مسلمات دانسته و در مورد قبر سایرین می گوید اگر در عرف جهت مصرف خاصی داشته باشد این نذر صحیح است .

نظر رافعی  از بزرگترین علمای اهل سنت :

ذهبی در مورد او می گوید :

والإمام الرافعی أبو القاسم عبد الكریم بن محمد بن عبد الكریم بن الفضل القزوینی الشافعی صاحب الشرح الكبیر إلیه انتهت معرفة المذهب ودقائقه وكان مع براعته فی العلم صالحا زاهدا ذا أحوال وكرامات ونسك وتواضع

العبر فی خبر من غبر ج5/ص94

امام رافعی ... شناخت مذهب و نکات آن به او منتهی شد ؛ و جدای از تخصصش در علم صالحو زاهد و صاحب حالات و کرامت و تقوا و تواضع بود .

نظر وی و آنچه از صاحب تهذیب و غیر او نقل می کند  در ضمن سخنان سبکی گذشت ؛ ابن حجز نیز در کتاب خویش این مطلب را از وی نقل می نماید :

الفتاوى الفقهیة الكبرى ج4/ص286 باب الاضحیة


  • آخرین ویرایش:-
آخرین پست ها