تبلیغات
جاسک اسلامی - چگونه پیدایش وهابیت و دلیل خطرناك بودن این فرقه

وهابیت چگونه بوجود آمد؟ چرا وهابیت خطرناک است؟

xfal6k3jj307dnwp0nv.jpg

براى شناخت وهابیت و آگاهى از خطرات آنها نسبت به دین اسلام، باید این مسلك انحرافى را از زوایاى مختلف مورد مطالعه قرار دارد، از جمله: نحوه پیدایش و بوجود آمدن آن، و طرز تفكر آنان نسبت به دین و اولیاى الهى و شعائر اسلامى، عملكرد آنها در حوزه اجتماع وسیاست و ...

الف) مسلك وهابیت،

 مسلك وهابیت، منسوب به محمد عبدالوهاب نجدى است و علّت این كه آن را به خود شیخ محمد نسبت نداده‏اند و نگفته‏اند «محمدیه» به جهت این بوده است كه مبادا پیروان این مذهب، نوعى شركت در نام پیامبر را پیدا كنند.

محمد بن عبدالوهاب، در سال 1115 ه. ق در شهر «عیینه» چشم به جهان گشود. از كودكى به كتاب‏هاى تفسیر، حدیث و عقاید، علاقه داشت و از همان دوران جوانى، اعمال مذهبى مردم «به خدا» را زشت مى‏شمرد، وى به مدینه رفت و در آن جا توسل مردم به پیامبر (ص) را ناپسند شمرد. محمد بن عبدالوهاب، بعد از مرگ پدر، افكار و عقاید خود را كه قبلًا از سوى ابن تیمیه و شاگردش ابن قیم پى‏ریزى شده بود اظهار نمود به تبلیغ و ترویج و رسمیت دادن آن همت گماشت.

ب) اعتقادات شاخص وهابیان

 وهابیان معتقدند: هیچ انسانى، نه موحد است و نه مسلمان مگر این كه امورى را ترك كند. این امور عبارت است از:

1. به وسیله هیچ یك از رسولان و اولیا، به خداوند توسل نجوید. و در صورت توسل در راه شرك گام نهاده و مشرك مى‏باشد

2. زائران به قصد زیارت به آرامگاه رسول خدا نزدیك نشوند و بر قبر آن حضرت دست نگذارند و در آن جا دعا نخوانند و نماز نگذارند و ساختمان و مسجد بر روى قبر نسازند

3. از پیامبر (ص) طلب شفاعت نكنند

4. زیارت قبور و ساختن گنبد و بارگاه براى آنان، شرك است

5. وهابیان بر این باورند كه مسلمانان، در طى روزگار از آیین اسلام منحرف شده‏اند

6. هر گونه مراسم تشییع جنازه و سوگوارى حرام است.

و امثال این موارد كه در این مجال نمى‏گنجد. براى آگاهى بیشتر در این زمینه باید كتاب‏هاى مربوطه را مطالعه كرده این منطق خشك و بى‏پایه، در تقابل با منطق وحى قرار دارد، چرا كه قرآن در موارد یاد شده نظرات صریحى و مخالف وهابیان دارد:

1. قل لا اسئلكم علیه اجرا الا المودة فى القُربى،(1).

یكى از مصادیق ابراز علاقه به خاندان رسالت و اهل بیت و ذى القرى، قبرهاى آنان و تعمیر آنها است. این راه و رسم در میان ملت‏هاى جهان وجود دارد و یك نوع سنّت عرفى به حساب مى‏آید.

2. فقالوا ابنوا علیهم بنیانا قال الذین غلبوا على امرهم لنتخذّن علیهم مسجدا،(2).

هنگامى كه وضع اصحاب كهف بر مردم آن زمان روشن شد و مردم به دهانه غار آمدند، درباره مدفن آنان دو نظر ابراز داشتند. آیه شریفه متذكر آن مى‏شود انتقاد یا لحن اعتراضى نسبت به نظر آنها ندارد. با توجه به آیه شریفه، هرگز نمى‏توان تعمیر قبور اولیاى الهى و صالحان راعملى حرام و یا حتى مكروه قلمداد كرد، بلكه آیه شریفه، به نوعى تشویق مى‏كند كه براى بزرگداشت اولیا و صالحان و حفظ قبرهاى آنان، باید كوشا بود.

3. و استغفر لذنبك و للمؤمنین،(3).

4. وصلّ علیهم ان صلاتك سكن لهم،(4).

5. و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جاءوك فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما،(5).

این آیات بیانگر این است كه طلب آمرزش پیامبر در حق افراد، كاملًا مؤثر و مفید مى‏باشد. و موضوع شفاعت پیامبر (ص) و دعاى آن حضرت، نه تنها در آیات صریح بلكه در احادیث عامه و خاصه و سیره صحابه نیز مشهود است.

براى آگاهى بیشتر در این مورد به این منابع مراجعه شود :

1. صحیح مسلم، ج 1، ص 54

2. صحیح بخارى، ج 1

3. سنن ترمذى، ج 4، ص 42 (باب ما جاء فى شأن الصراط)

4. مناقب ابن شهر آشوب، ج 1، ص 12

5. شفاعت در قلمرو عقل و قرآن و حدیث، استاد جعفر سبحانى

ج. وهابیان تمام فرق اسلامی را کافر و خون آنها را مباح می دانند :

 وهابیان قائل به جنگ با دیگر فرقه‏ها و مذاهب اسلامى هستند و مدعى‏اند كه یا باید به آیین وهابیت در آیند و یا جزیه دهند. آنان مخالف خود را متهم به كفر و شرك مى‏كنند و اموال، نفوس و ناموس و دیگران را حلال مى‏دانند. خلاصه این كه آیات قرآنى وارده درباره شرك و كفر را، بر مسلمانان مخالف خود منطبق مى‏كنند. و این بزرگ‏ترین ضربه به پیكر جامعه اسلامى و مسلمانان است،(6).

با این تفكر بسته و خشك وهابیت بود كه وقتى كه سعودى‏ها (در سال 1344 هجرى قمرى) بر مكه و مدینه و اطراف آن

تسلّط یافتند، مشاهده متبرك بقیع و آثار خاندان رسالت و صحابه پیامبر را شكستند و از بین بردند،(7).

براى عملكرد و كارهایى كه وهابیت در حوزه اجتماع و سیاست انجام داده‏اند و نگرش آنان نسبت به مسائل اجتماعى، باید به كتاب‏هاى تاریخى مراجعه كرد. چهره خشن و متعصب وهابیت، در عرصه سیاست، حكومت و مردم‏دارى، همان بود كه طالبان را در عمر موقت سیاسیخود در كشور افغانستان به منصه ظهور رساندند. خون مردم مسلمان را بى محابا به زمین ریختند. عرض و ناموس مسلمانان را هتك كردند. و از اسلام یك چهره زشت، خشن و عقب مانده براى جهانیان ترسیم نمودند.

بنابراین وهابیت، هم در نحوه پیدایش و انعقاد تفكّر، مبغوض علماى فرقه‏هاى مختلف مسلمین بوده است و هم در نگرش نسبت به مسائل دینى مورد رد عالمان قرار گرفته است. حتى اولین كتابى كه در رد وهابیت نگاشته شده الصواعق الالهیه فیالرد على الوهابیه» به وسیله برادر محمد بن الوهاب (سلیمان بن عبدالوهاب) نوشته شده است.

در عرصه سیاست نیز جاده صاف كن دشمنان دین و اسلام بوده‏اند این آیین و مسلك، ساخته و پرداخته خود انگلیسى‏ها مى‏باشد و چه ضربه و ضررى محكم‏تر و بیش از این بر اسلام و مسلمانان مى‏توان تصور نمود.

در اینجا به چند عواملى از فعالیت وهابیت اشاره مى كنیم:

چند عامل را مى توان در ارتباط با گسترش این فرقه نام برد:

1. تشدید فعالیت هاى تبلیغاتى و فرهنگى وهابیت در داخل ایران و حوزه هاى مسلمان نشین خارجى (نظیر حوزه قفقاز، بالكان و سایر كشورهاى مجاور ایران) كه آمادگى براى تأثیرپذیرى از انقلاب اسلامى ایران مشاهده مى شود، وهابیت به عنوان جریانى انحرافى در جهان اسلام و و ابسته به استعمارگران، وظیفه جلوگیرى از تداوم و گسترش جریان اسلام گرایى اصیل كه به دنبال پیروزى انقلاب اسلامى در سطح جهانى در حال پیشرفت است را بر عهده داشته و از اینرو تخریب و ایجاد تزلزل در مبانى فكرى و اعتقادى شیعیان به عنوان محور اصلى این جریان را دنبال مى نماید. از این رو در سالهاى اخیر در جهت همسویى با تهاجم فرهنگى و نظامى آمریكا علیه كشورهاى اسلامى و به خصوص ایران، فعالیت هاى تبلیغى خود را در ایران توسعه بخشیده است. البته در مقابل این تهاجم حوزه هاى علمیه و نظام اسلامى، اقدامات و تدابیر امنیتى و فرهنگى مناسبى هر چند ناكافى اعمال نموده اند.

2. وهابیت به دلیل افكار اعتقادى خاصى كه در باب شفاعت، توسل، شرك و مانند آن دارد در تعارض كامل با مذهب شیعه است هر چند كه اكثریت فرقه هاى اهل سنت با تفكرات این گروه مخالفند از این رو گروه یاد شده همواره در تلاش است تا با تبلیغات سازمان یافته (اعم از كتاب، مقاله، سخنرانى و مانند آن) بیشتر شیعه را بكوبد.

3. خطر بزرگتر این گروه، روش هاى دور از منطق اسلامى است كه در برخورد با دنیا پیش گرفته است از جمله: ظهور گروه طالبان و القاعده (به رهبرى ملاعمر و اسامه بن لادن) است كه سبب بهانه جویى غربى ها شد كه مسلمانان را به تروریسم و خشونت و مخالف تمدن معرفى كنند تا جایى كه دست قدرت هاى استعمارى غرب به خصوص آمریكا را در منطقه باز گذاشته و زمینه دخالت هاى نظامى و سیاسى آنان در كشورهاى اسلامى فراهم ساخته، افغانستان و عراق دو نمونه بارز این دخالت ها به شمار مى آیند.


  • آخرین ویرایش:-
آخرین پست ها