تبلیغات
جاسک اسلامی - چرا علی ع از فاطمه س در جریان آتش زدن درخانه دفاع نکرد؟

بسم الله الرحمن الرحیم
تهیه و تنظیم و جمع آوری مقاله : مدیرپایگاه روشنگری مکتب تشیع


شیعیان می گویند حضرت علی با غیرت و قوی بود و شیر خدا بود پس چرا گذاشت پهلوی حضرت فاطمه(سلام الله علیها) را بشکنند؟

در این پرسش دفاع نکردن امیر المومنین (علیه السلام)اصل مسلم قرار داده شده اسست در حالی که دلیلی بر این مطلب نیست(در آینده از خاطرتان خواهد گذشت)
علی (علیه السلام)در حد وظیفه شرعی ، از حریم عصمت خود دفاع کرده است لیکن دفاع در آن روزها به صئورت جگ و خونریزی ، به مصلحت اسلام نو پا نبود و اگر شمشیر می کشید و بنی هاشم و گروهی از صحابه که هنوز سر عهد خود در غدیر با علی مانده بودند یک طرف و هواداران خلافت طرف دیگر . در این صورت مسلمانان به دو گروه تقسیم می شدند و اصل سفره اسلام نو پا از هم بر چیده می شد .اتفاقا منافقان در لباس دلسوزی سراغ علی (علیه السلام)آمدند و به او گفتند : اباالحسن ابسط یدک حتی ابایعک"ای باالحسن ، دستت را دراز کن تا با توبیعت کنیم " گوینده این سخن دشمن دیرینه اسلام ابوسفیان است که دست او در جنگ های احد و احزاب آشکار است.
امیر المومنین (علیه السلام)که از موضع او آگاه بود که او در لباس دلسوزی می خواهد در مدینه جنگ درونی راه بیندازد و از این رو به او چنین فرمود : انک والله ا اردت..."به خدا سوگند تو با این گفتار ، انگیزه فتنه گری داری تو پیوسته بدخواه اسلام و مسلمانان بوده ای ما نیاز به خیر خواهی تو نداریم "تاریخ طبری ج2ص449(تاریخ معتبر برادران اهل سنت)
خاطر شریف سوال کننده را به این نکته جلب می کنیم که :شجاع آن نیست در همه جا و همه مکان شمشیر بکشد و درو کند  . شجاع کسی است که به وظیفه خود عمل کند چه بسا شجاعانی که حاضر به شنیدن یک سخن حق نیست و طبق مثل معروف که سعدی می گوید :"دو صد من سنگ بر می دارد و طاقت یک سخن نمی آرد "
روزی پیامبر جمعی را دید که بر گرد شخصی جمع شده اند پرسید این کیست؟گفتند :فردی دلاور است که سنگین ترین وزنه ها را بر می دارد پیامبر در پاسخ فرمود: دلاور کسی است که بر خواسته های نفسانی خود چیره شود بحار الانوار ج1 ص77و 112
تاریخ اسلام گواهی می دهد که درخت اسلام در دل برخی ریشه ندوانده بود بلکه نهالی تازه پا گرفته در دل آنها بود و....................... امکان داشت با نسیمی یا بادی از جا کنده شود.
پیامبر به عایشه می فرماید : "اگر قریش تازه مسلمان نبودند ، من وضع کعبه را دگرگون می کردم سپس بجای یک در دو در برای آن قرار می دادم "مسند احمد حنبل ج6 ص176آیا شجاع تر از پیامبر کسی هست؟ولی آن حضرت وضعیت را برای همه کار مساعد نمی دید آیا صحیح بود که از یک سو نعره مانعان زکات بلند شود  از سوی دیگر آتش جنگ داخلی در مدینه بر افروخته گردد؟
آنان که انتظار دارند قهرمانی مانند علی (علیه السلام)شمشیری را که بر گردن کافران در بدر و احد و احزاب و خیبر کشید ، پس از رحلت پیامبر(صلی الله و علیه و آله)همان شمشیر را برگردن مسلمانان فرود آورد تاریخ اسلام را بررسی نکرده و از وضعیت آن روزگار آگاه نیستند آنان نه اسلام شناسند و  نه علی شناس.
آیا علی (علیه السلام)مامور به صبر بودند:
"ای علی تو کاری انجام ندهی اگر مردم بعد از من بر تو گستاخی نموده و حقت را غصب کرده و بر تو پیشی گرفتند و طاغوتشان را به سوی تو فرستادند که از تو بیعت ستانند آنگاه یقه ی لباس تو را می گیرند و می شکند همچون وقتی که شتری را می کشند و تو  در این حالت مذمت و ملامت می شوی و غمگین و محزون خواهی شد "الطرف42و43و45-عنه بحارالانوار22-493
عمر کسی که در  جنگ ها فرارش معروف و چیز تازه ای نبود.و چگونه جرات پیدا کرد که وارد خانه علی (علیه السلام)شود؟
جواب را از زبان خود عمر می شنویم .
وصف فرار عمر از جنگ به منابع :  "در حنین همه صحابه فرار کردند و من هم با آنها فرار کردم که در این حال عمر بن الخطاب را میان فراریان دیدم از او پرسیدم شان مردم چیست؟گفت امر خداست سپس فراریان نزد  پیامبر برگشتند "معروفترین کتاب اهل سنت صحیح بخاری 5/273،ح771تشریح جنگ حنین
بسیار جالب است زیرا خداوند تبارک و تعالی درباره فرار کنندگان از جنگ می فرمایند:
"ای کسانی که ایمان آوردید هر گاه در میدان نبرد با کافران برخورد کردید که بسوی شما می آیند   به آنها پشت نکنید"سوره مبارکه انفال آیه ۱۵
      جناب عمر از میدان نبرد فرار مرده و هیچگاه نمی توان به دلایلی توجیه کرد که از جهاتی عمر حق داشته زیرا بعد از آنیکه پیامبر خبر دار شده به آنها گفت که برگردند و طبق صریح صحیح بخاری نزد پیامبر برگشتند.
"در احد همه صحابه فرار کردند و  غیر از دوازده نفر کسی با پیامبر نبود"صحیح بخاری 6/365،ح986
عمر می گوید :
"من  تعداد زیادی را داخل منزل علی جمع کرده بودم نه برای اینکه بر او غالب شوم بلکه می خواستم با وجود آنها دلم محکم شود . داخل منزل شدم دیدم او را محاصره کردند به هر قیمت او را با زور و تشر بیرون آوردم و او را بجایی که می بایست بیعت کند راندم اینها همه در جایی بود که من بدون هیچ شکی یقین داشتم که اگر من و تمام آنچه در زمین است همه با هم تلاش می کردیم که بر علی غالب شویم نمی توانستیم بر او پیروز شویم ولی خوشبختانه مطلبی در سینه علی بود که بخاطر آن مجبور بود بر آزار ما صبر کند و من آنرا می دانستم ولی آن را به هیچ کسی نگفتم ..."طویل العمر - عوام العلوم البحرانی 11:408وردم اوردنآ
فاطمه الزهرا 553- بحارالانوار 29313.295 –الهدایه الکبری للخصیبی 417
آری آنها می دانستند که پیامبر (صلی الله علیه و آله)علی(علیه السلام)را به صبر وصیت فرموده و اگر یاری نیافت دست ازقتال بکشد و البته این برای حفظ دین و جلوگیری از ایجاد فتنه در اصل ین لازم بود . و از همین رو بود که آنها جرات یافتند و آن جنایات را مرکتب شدند.
علی مامور به صبر بود:
در خطبه سوم نهج البلاغه معروف به شقشقیه :
و طفیت ارتای بین ان اصول بید جزاء ...بها الی فلان بعده  "
همچنین شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید معتزلی      "بعد از پیامبر اکرم می دانستم که از حق خود دفاع کنم ولی تنها بودم و دست خالی و یاری و یاوری نیافتم یا در  یک محیط خفقان زا و تاریک صبر پیشه سازم این محیطی که پیران را فرسوده می کند و جوانان را پیر و مردان مومن را تا قیامت اندوهگین بعد از ارزیابی درست صبر کردم در حالیکه خار در چشم و استخوان در گلو. داشته و می دیدم که در جلوی چشمم میراثم را به غارت می بردند
"علی برای قیام یار کافی نداشت و به فرموده پیامبر:
" ای علی اگر یاری نداشتی با آنها جنگ مکن"
در برابر ظلم هایی که بعد از پیامبر  اکرم در حق من کردند به اطرافم نگاه کردم و دیدم نه یاری دارم نه کسی که از من حمایت کند جز خانواده ام و مایل نبودم که جان آنها را به خطر بیاندازم چون نسل پیامبر برای همیشه قطع می شد .چشمم  رابه هم نهادم و استخوان در گلو کردم جام تلخ را جرعه جرعه نوشیدم و صبر کردم بر خشم خود بر امری که تلخ تر از زهر و دردناک تر از شمشیر بر قلب بود"خطبه 217نهج البلاغه و همچنین شرح نهج البلاغه ای ابی الحدید معتزلی
آقای ابن ابی الحدید معتزلی در شرح نهج البلاغه ج1ص307می گوید علی(علیه السلام)می فرماید "به خدا قسم اگر نمی ترسیدم از اینکه اختلاف افتد بین مسلمانان دوباره کفر به جامعه اسلامی برگردد و دین نابود می شود می فهمیدید  که من چه ضربه شستی بر شما نشان میدادم."
نکته جالب:اگر علی مامور به صبر نبود:!!!
"وقتی آنها وارد خانه صدیقه طاهره شدند و فاطمه را مورد ضرب و شتم قرار دادند و فاطمه ناله می زد علی (علیه السلام)از اتاق در آمد و کمر بند یکی از مهاجمان را گرفت و بلند کرد و محکم بر زمین زد و روی سینه اش نشست و در همین حین صدای موذن بلند شد (اشهد محمد رسول الله)علی فرمود زهرا جان اگر من بخواهم اینها را از بین ببرم دیگر نام پدرت بالای ماذنه ها گفته نمی شد"جلاءالعیون علامه مجلسی
یعی با ایجاد تفرقه و سوه استفاده منافقان و دشمنان اصل دین از بین می رود.
"حضرت صدیقه عرض کرد :یا امیرالمومنین (علیه السلام) من حاضرم هر مصیبتی را بپذیرم ولی حاضر نیستم نام پدرم رسول الله از زبان ها بیافتد."
وصیت پیامبر به علی (علیه السلام)
اگر نیرو و کمک داشتی بااینها جهاد کن اگر یاور نیافتی دست نگدار و خونت را حفظ کن که شهادت پشت سر توست "مستدرک الوسایلج11ص74شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید معتزلی ج2ص326
دلایل عقلی :
پامبر اکرم 13سال در مکه بودند و جلوی چشمشان عمار یاسر و مادرش سمیه را شکنجه می کردند  و حتی بعضی ها شهید شدند پیامبر چیزی نگفت و دفاع هم نکرد مگر وظیفه پیامبر دفاع از مسلمین نیست ؟
وقتی پیامبر قدرت ندارد از چه دفاع کند ......!!!
علی هم در جریان آتش زدن در خانه قدرت ندارد هزار ها نفر خانه را محاصره کردند با کدام نیرو در مقابل این همه آدم قدرت نمایی کند با توجه به اینکه وصیت به صبر هم داشت .
اگر چنانچه یاوری نداشت .
اضافه بر اینها :اگر علی (علیه السلام)در آنجا مقاومت می کرد و درگیری پیش می آمد و فاطمه زهرا  در زیر دست و پا شهید می شد آیا مخالفان نمی گفتند علی (علیه السلام)قاتل فاطمه است چون اگر علی (علیه السلام)مقاومت نمی کرد بدون درگیری ما کارمان را انجام و به پاییان می بردیم .مثلا جالب است بدانید که پیامبر فرمود : تقتله الفئته الباقیه "کسی که عمار را می کشد ستمگر است وقتی عمار کشته شد معاویه گفت :عمار را علی(علیه السلام) کشت چرا که اگر علی (علیه السلام)عمار را از خانه بیرون نمی آورد و جلوی شمشیرهای ما قرار نمی داد عمار کشته نمی شد وقتی خبر به علی (علیه السلام)رسید گفت :"پس حمزه را هم پیامبر کشت چرا که پیامبر حمزه را از خانه بیرون آورد  و جلوی شمشیر مشرکین قرار داد "
علی بعد ها و فکر بالاتر از این چیزها را می کند فکر  مصلحت همان دینی را می کند که سیدالشهدا (علیه السلام)برایش زیر سم اسبها می رود اگر علی (علیه السلام)در آن زمان با آنها می جنگید کسانی که تازه مسلمان شده بودند و جنگ های داخلی را میدیدند شک  کرده در اصل اسلام –تازه کسانی که تازه مسلمان شده بودند همه کشته می شدند دراین بین منافقان در کمین بودند یهودیان سیلی خورده (خیبر)مسیحیان فرصت طلب و قبایل و حکومت های قومی ایران و  روم به راحتی می توانستند اسلام را ریشه کن سازند کسانی که تازه مسلمان شده بودند در این  شرایط یا دین خود را از دست داده و یا در این بین کشه می شدند و یا اینکه هنوز مسلمان با ایمان کامل نشده باید با قبایل و حکومتهای بزرگ با آن اسم و رسم دار می جنگیدند که بسیاری در این راه از دین خود خارج می شدند لذا  در شرایطی که حضرت یاور کافی برای قیام ندارد هرگز نباید قیام می کردند که هم اسلام نابودد می شد و هم خود ایشان که وصی بر حق پیامبر بودند.
چرا علی (علیه السلام)خود به پشت در نیامد که پهلوی حضرت صدیقه طاهره هم نشکند؟
اولا کسانی که در خانه علی به بهانه اعتراض به خلافت عمر جمع شده بودند انگشت شمار بودند و هرگز نمی توانستند در مقابل هزار ها نفرکه  در پشت بودند (با تعداد مردم) مبارزه کنند لذا بحث جنگ و خونریزی در میان نبود اگر علی می آمد عمر و همراهان بهانه داشتند که علی به قصد مقاومت و جنگ با ما پشت در بود و در را گرفته که اجازه ورود به آنها نمی داد چون یک مرد پشت در بود آگر با تهدید عمر و همراهان در را باز نمی کرد همراهان عمر باید با زور وارد می شدند و این مطلب جور دیگر بیان و مطرح می شد.که این جنگ برابرو کاملا مردانه بوده.
ولی وقتی فاطمه پشت در بود حضرتش گمان می کرد(اتمام حجت برای آیندگان)آنها حیا خواهند کرد و به زن حمله نمی کنند(حمله به زن  در فرهنگ و آداب و رسوم عرب کاریست بسیار منفور و دور از انسانیت چنانچه امام سجاد (علیه السلام) غیرت الله است ولی در کاخ یزید موقعیت را می بیند و اجازه سخنرانی به حضرت زینب می دهد چون عرب کشتن زن را بسیار بسیار منفور و ناپسند می داند)و حتما حیا می کنند و به زن حمله نمی کنند آن هم چه زنی یگانه دختر حضرت رسیول اکرم که مناقب و فضایلش بی شمار است و البته این صفات و فضایل دختر رسول خدا بر عمر و همراهان پوشیده نبود آن هم چه فضایلی چنانچه  محمد بن اسماعیل بخاری در صحیحش معتبر ترین کتاب بعد از قر آن برای اهل سنت در ج۴ ص۲۵ می گوید"فاطمه سیده نساء اهل الجنه"ولی با همه این اوصاف عمر و همراهان از یورش به خانه وحی حیا نکرده و...
عمر وقتی قصد کرد وارد خانه فاطمه الزهرا شود به او گفته شد که این خانه پیامبردر آن فاطمه حضور دارد و او در جواب گفت:"اگر چه فاطمه باشد خانه را با اهلش آتش می زنم"انساب الاشراف 1/586-الامه و السیاسه12
روز عاشورا شمر بن ذی الجوشن از آتش زدن و حمله به خیام حرم منصرف ولی عمر بن الخطاب از آتش زدن خانه فاطه الزهرا حیا نکرد؟
طبری روایتی را درباره اتفاقات روز عاشورا چنین نقل می کند:
"شمر بن ذی الجوشن به سوی خیمه حسین حمله ور شد و به سوی آن تیر انداخت و فریاد برآورد برایم آتش بیاورین تا این خیام را بر اهلش بر آتش بکشم  در این حین زنان فریاد برآوردند و از خیمه خارج شدند امام حسین (علیه السلام)فریاد برآورد ای پسر ذی الجوشن آیا آتش می خواهی که خیمه مرا بر سر اهل بیتم به آتش بکشی ؟خدا تو را با آتش بسوزاند .ابو مخنف می گوید سلیمان بن ابی راشج از حمید بن مسلم برایم نقل کرد.
"من به شمر بن ذی الجوشن گفتم سبحان الله این کار به صلاح تو نیست آیا می خواهی دو خصلت را برای خود جمع کنی ؟هم به عذاب الهی عذاب شوی و هم بچه ها و زنان را بکشی؟به خدا قسم که کشتن مردان رضایت امیر تو را جلب می نماید.
شمر گفت :تو کیستی؟گفتم :به تومی گویم می ترسیدم که اگر مرا نشناسد در پیش سلطان بد گویی مرا بکند گفت :دیدم مردی آمد که شمر نسبت به او مطیع تر از من بود و گفت سخنی بدتر از حرف تو و جایی ناشایسته تر از مکان تو ندیدم آیا مایه ترس و وحشت زنان شده ای؟گفت :من شاهد  بودم که او حیا کرد و برگشت و از آتش زدن خیمه ی حسین منصرف شد "تاریخ طبری /334لهوف 167
عمر آن دو خصلت که شمر حیا کرد و به آنها متصف شد یعنی معذب شدن به عذاب الهی و کشتن بچه ها و زنان ، را به جان خرید . عمر گفت :قسم به کسی که جان عمر عمر در دست اوست یا خارج می شوید یا خانه را برسرتان به آتش می کشم پس به او گفته شد در آن خانه فاطمه و بچه ها ی پیغمبر و آثار رسول الله هستند ولی تو شاهد باش که حیا نکرد ومنصرف نشد بلکه انجام داد آنچه را انجام داد.بیت الاحزان 177-178
ذکر روایاتی دیگر مبنی بر دفاع کردن حضرت علی(علیه السلام)از حضرت صدیقه طاهره(سلام الله علیها)
در کاب سلیم بن قیس از کتب شیعه آورده است:
"وقتی عمر دستور داد و آتش را آوردند کنار خانه حضرت فاطمه –حضرت فاطه در بین درو دیوار قرار گرفت حضرت فاطمه ناله کرد و پدرش را صدا کرد و عمر شمشیر را کشید و به پهلوی فاطمه زد امیر المومنین (علیه السلام)از اتاق در امد و کمربند عمر را گرفت و بلند کرد و بر زمین کوبید و گردن و دماغ عمر را محکم کوبید و تصمیم گرفت تا او را بکشد اما وقتی یادش آمد که پیامبر اکرم وصیت کرده بود بر اینکه دست به عمل نظامی و  خشونت نزنند برگشت گفت:عمر ای فرزند صحاک ! قسم به خدایی که پیامبر اکرم را گرامی داشته !اگر وصیت پیامبر اکرم نبود می دانستی که تو توانایی ورود به منزل من را نداشتی"کتاب سلیم بن قیس ص586
  جالب:
آقای آلوسی وهابی – از علمای بزرگ اهل سنت همین تعبیر را در تفسیر آلوسی ج3ص124 نقل می کند و هیچ نقدی هم بر این نمی آورد.
پس اینکه آقایان می گویند امیرالمومنین (علیه السلام)اصلااز حضرت صدیقه طاهره دفاع نکردند یکی از دروغ های بزرگ تاریخ است .ولی امیرالمومنین (علیه السلام)احساس می کرد که هرگونه دفاع از خود و همسرش(قیام ) ، موجب نابودی اسلام و قرآن و دین پیامبر اکرم می شود .و دیگر اینکه گفتیم که امیر المو منین(علیه السلام) در کتاب شریف نهج البلاغه می فرمایند:"اگر ترس از کشتار داخلی و نابودی دین پیامبر نبود می دانستید که عکس العمل من با شما چگونه خواهد بود "

::::::::پس از پاسخ به پرسش شما حال کمی به سخن ما بیاندیشید::::::::


شما که در اینجا دم از شجاعت حضرت علی (علیه السلام) می زنید ، بله ما هم همین را می گوییم حتی خود خلیفه دوم عر بن الخطاب هم اعتراف می کند:
 والله لو لا سیفه لما قام عمود الاسلام    "به خدا قسم اگر شمشیر علی نبود پرچم اسلام برافراشته نمی شد "شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید معتزلی ج12ص82
حال بعد پاسخی مفصل به سوال شما اینک ما از شما سوال می کنیم:
ابوبکر عمر و عثمان در دوران خودشان  فتوحاتی داشتند بنا به گفته خود شما در این میان شجاعت حضرت علی(علیه السلام) کجا رفته بود ؟ ؟ ؟ چرا در هیچ یک از فتوحات شرکت نداشت ؟ آیا این است دلیل روابط حسنه بین امیر المومنین(علیه السلام) وخلفا....
یا باید بگویید حضرت علی (علیه السلام)شجاعتش را از دست داده بود یا اینکه شجاعت داشته بلکه حکومت اینها را مشروع نمی دانسته و دلیل دادن مشورت های نظامی و غیره توسط علی (علیه السلام)به جناب عمر هم همان حفظ اسلام بود)دفاع ازناموس ، دفاع از خود ، دفاع از مال مشروط به قدرت است .
در صفحات قبل خدمتتان عرض شد که جلوی چشم پیغمبر عمار یاسر و مادرش سمیه را شکنجه نی کردند ولی پیامبر از آنها دفاع نمی کرد از اینها بالاتر ......
شما جواب بدهید وقتی برای کشتن عثمان بن عفان خلیفه سوم به خانه اش ریختند همسر عثمان را جلوی چشمان عثمان کتک می زدند و حتی انگشتش را قطع کردند وحتی یک تعبیر وقیحی بکار برده اند :
"بعد از جسارت وقیحی که به همسر عثمان کردند حمله کردند و عثمان را کشتند "عثمان که می دید دارد کشته می شود چرااز همسرش دفاع نکرد ؟"اضافه بر اینکه دست او را قطع کردند و جسارت خیلی وقیحی هم به همسرش کردند  "تاریخ طبری ج3ص421تاریخ معبر اهل سنت
ما در برابر سوالات شما که یه آنها پاسخ دادیم سوالاتی از شما داریم که  باید به آنها پاسخ دهید.


  • آخرین ویرایش:-
آخرین پست ها